این الترابیون

شناخت جامعه منتظر

پدری هر روز برای خانواده اش نان می خرید تا صبحانه نان تازه بخورند. بعد میرفت سر کار چند بار زنگ میزد حال خانواده رو میپرسید و هنگامی هم که می امد اول نگاه به اهل و عیالش میکرد حال همه خوب بود خدا رو شکر

حالا یه شب دزد اومده بود جون بچه هایش در خطر بود با دزد درگیر شد در تاریکی شب یکی از بچه ها اومد وسط معرکه حالا پدر ضربه ای به سمت دشمن زد اما نگو به بچه خویش خورده و او نقش زمین شد صبح فامیل ها جمع شدند بجای تسلیت گفتن رفتند  دنبال شکایت از پدر.... 

سپاه پدری بود که شاید خطا کرده بود اما لایق این همه سرزنش نبود. پدر همیشه پدر است و پدر خواهد ماند 

[ دوشنبه بیست و سوم دی 1398 ] [ 22:29 ] [ حمزه ترابی ]

[ یک نظر ]

شباهت های سردار سلیمانی با مالک اشتر

1.     امیرالمونین برای مالک دعا کرد عاقبت او به شهادت پایان پذیرد

- اميرالمومنين (ع) در نامه‏اى به مالك اشتر مى‏: «وَ أَنْ يَخْتِمَ لِى وَ لَكَ بِالسَّعَادَهِ وَ الشَّهَادَهِ» اميداوارم خدا براى من و تو سعادت و شهادت را مقدر گرداند. (نهج‏البلاغه، نامه 53)

-رهبری هم برای سردار سلیمانی دعا کرد که خدا شهادت را نصیب او کند

 ایشان بارها، بارها، بارها جان خودشان را در معرض تهاجم دشمن قرار داده‌اند، در راه خدا، برای خدا و مخلصاً لِلّه؛ و مجاهدت کرده‌اند. ان‌شاءالله خدای متعال به ایشان اجر بدهد و تفضّل کند و زندگی ایشان را با سعادت، و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد، البتّه نه حالا. هنوز سالها جمهوری اسلامی با ایشان کار دارد. امّا بالاخره آخرش ان‌شاءالله شهادت باشد.(بخشی از بیان رهبری در اعطای مدال ذوالفقار به سردار)

2.هردو آنچنان با وفا و کارآمد بودند نسبت به رهبرشان که؛

-امیرالمومنین درفراق مالک چنین فرمود: خدا مالک را رحمت کند. به عهد و پیمانش وفا کرد و سرانجام به دیدار خدا رفت. با این که پس از رحلت رسول خدا (ص) تعهّد کرده بودیم که بر هر مصیبتی صبر کنیم، ولی مصیبت مالک، بسی عظیم است.» ( امالی مفید، ص 83؛ نهج البلاغه ،حکمت 443)

در جای دیگر مولا فرمودند: « هل قامت النساء عن مثل مالک؟هل مثل مالک؟ آیا زنان، فرزندی هم چون مالک به دنیا خواهد آورد؟ آیا کسی مانند مالک هست؟» ( شیخ مفید، الاختصاص، ص 81)

 

-رهبری هم پس از شهادت سردار سلیمانی  فرمود: سردار بزرگ و پرافتخار اسلام آسمانی شد... او نمونه‌ی برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود، او همه‌ی عمر خود را به جهاد در راه خدا گذرانید. شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود... فقدان سردار فداکار و عزیز ما تلخ است ولی ادامه‌ی مبارزه و دست یافتن به پیروزی نهایی کام قاتلان و جنایتکاران را تلخ‌تر خواهد کرد.(بخشی از پیام رهبری بعد شهات سردار سلیمانی)

[ شنبه چهاردهم دی 1398 ] [ 12:22 ] [ حمزه ترابی ]

[ بدون نظر ]

تو را می شناسم نه از پیراهن سپیدت، نه از همدردی با بیمارت، نه از لبخند به سختیها

تو را از کربلا شناختم، از زیبا ترین سخن در اوج سختی ها که فرمود «ما رایت الا جمیلا»

تو را در قران یافتم هنگامیکه جانی را نجات دادی  گویا همه انسان ها را نجات دادی«مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»(مایده:32)

تو را پیغمبر مهربانیها ستود آنگاه که فرمود: مَن قامَ عَلی مَریضٍ یَوما وَ لَیْلَةً بَعَثَهُ اللّه ُ مَعَ اِبراهیمَ الخَلیلِ علیه السلام فجادَ عَلَی الصِّراطِ کَالْبَرْقِ اللاّمِعِ وَ مَن سَعی لِمَریضٍ فی حاجَةٍ فَقَضاها خَرَجَ مِنْ ذُنوبِهِ کَیَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ.

کسی که یک روز و یک شب پرستاری بیماری را به عهده بگیرد، خداوند او را با ابراهیم خلیل علیه السلام محشور می کند و کسی که در برطرف کردن نیازهای مریض تلاش کند و نیازهای او را برآورد، همانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان پاک می شود.(ثواب الاعمال شیخ صدوق)

اگر زینب نمی آمد چه می شد
بهار کربلا کامل نمی شد
اگر بلبل هوای گل نمی‌کرد
گل از بی حرمتی پژمرده می شد
محبت در کجا ابراز می گشت
پرستاری پرستاری نمی شد

روز میلاد حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار مبارک

 

 

[ چهارشنبه یازدهم دی 1398 ] [ 12:26 ] [ حمزه ترابی ]

[ بدون نظر ]

از ساعت 7:16 شروع تا 8:22 صبح 

 

[ پنج شنبه پنجم دی 1398 ] [ 7:26 ] [ حمزه ترابی ]

[ بدون نظر ]

بسمه تعالی

آخرین مظلوم و بالاترین مظلومیت کجاست؟

بی شک به هر کسی که ظلم شود مظلوم واقع می شود، مظلومیت انواع مختلفی می تواند داشته باشد گاهی مظلومیت در عرصه گرفتن حق مادی شخصی است مثل گرفتن مال شخصی به زور که اگر نتواند حق خویش را دادخواهی کند مظلومیت او مسجل می گردد یا مظلومیت در عرصه گرفتن حق معنوی مثل بردن آبروی شخص مومن، که به مراتب از گرفتن مال سخت تر است، گستره دیگر مظلومیت، گرفتن جان عزیزان یک شخص است که هم شامل حق مادی و هم معنوی است  چراکه دلبستگی به عزیزان و وجود آنها هم از نظر مادی و معنوی مهم است و این مظلومیت سخت و طاقت فرسا است،

اهل بیت همه این سنخ مظلومیت ها را داشته اند؛ گرفتن حق مالی آنها مثل غصب فدک، غارت خیمه های حسینی،  گرفتن فرزند مثل حضرت محسن، حضرت علی اصغر و سایر شهدا،  اما بالاتر از این مظلومیت ها که خیلی سخت است و تصور آن برای هر کسی مقدور نیست نشناختن جایگاه امامت و رهبری یک جامعه است اگر این جایگاه از امام گرفته شود و به جای او شخص دیگری که هیچ سنخیتی با امام  نداشته باشد قرار گیرد، این مظلومیت بیشتر خودش را نشان خواهد داد، اگر بجای یک پزشک متخصص یک شخص دیگر گرچه محترم باشد مثل چوپان یا کارمند بانک یا مهندس قرار بدهیم این افراد کار پزشک را نمیتوانند انجام دهند، اگر از نمره ۱۰۰ که نمره عالی است به جای آن ۵۰ قرار دهیم با صد فاصله دارد اگر این فاصله را بیشتر کنیم تا به صفر برسد فاصله بیشتر شده ، حالا اگر شخصی که نمره او منهای ۱۰۰ است به جای شخصی که 100 است  قرار دهیم این فاصله بیشتر و بیشتر، نشانگر  مظلومیت بالاتر برای شخصی که نمره او 100است، خواهد بود.

 ضربت شمشیر بر فرق امیرالمومنین و بین در و دیوار قرار گرفتن حضرت زهرا و پاره های دل امام حسن مجتبی و سر بریده امام حسین علیهم السلام، خیلی سخت است و نشانه مظلومیت آنهاست اما مظلومیت بالاتر از این سر و تن مجروح و مسموم آنها، نشناختن جایگاه آنهاست از این سو گریه حضرت زهرا برای امیرالمومنین علیهماالسلام همه مقدمه است برای نشان دادن یک جمله به بشریت، زهرا خودش را برای امامش فدا کرد تا بگوید امام نباید خانه نشین شود

خانه نشینی امیرالمومنین و کنار گذاشتن اهل بیت به مراتب بالاتر از درد تن مجروح است لذا در دعای ندبه وقتی ندبه سر می دهیم نمی گوییم وای چه شد امام حسن و امام حسین، آقا  شما را کشتند سر شما را بر نیزه زدند،  اما این جملات گفته می شود؛ این الشموس الطالعه؟ این الاقمار المنیره کجا هستند خورشید های درخشان کجا هستند ماه های نورانی ؟ اگر خورشیدی را را در خانه حبس کنیم و جهان را از نور او محروم کنیم، این نهایت مظلومیت است، اگر برای امام عصر هم ندبه سر می دهیم؛ لَيتَ شِعْري اَينَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوي‏ اي كاش مي‏دانستم كجا قصد اقامت داري ؟ بیابان نشینی و آوارگی حضرت مقدمه ای است برای ندبه واقعی که چرا غیبت شد؟ چرا غایب شدی؟  چه شد که امت پیغمبر به جایی رسیدند که منجر به غیبت امام زمان شد؟ چرا غایبت کردند؟ گریه واقعی در نشناختن جایگاه امام است،  امام منجی امام مهربان و دلسوز و نجاتگر امام مصلح کل عالم اگر نباشد این نهایت مظلومیت است ،

 

سخن پایانی: تمام مظلومیت واقع شدن های اهل بیت مثل فلشهای است         که ما تا به حال برای خودت این فلش ها گریه کرده ایم( برای فرق شکافته و تن بی سرو جسم بین درو دیوار) اما به جهت فلش ها تا به حال گریه نکرده ایم جهت همه این مظلومیت ها به یک سمت اشاره می‌کند که چرا جایگاه امام شناخته نشد این بزرگترین مظلومیت است است و گریه واقعی که روضه آنرا کمتر خوانده ایم این است،؛ چرا جایگاه امامت شناخته نشد؟  

[ سه شنبه سوم دی 1398 ] [ 15:27 ] [ حمزه ترابی ]

[ بدون نظر ]